تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد! |
آیا شما مبارز و متفکر بار آمده اید؟
(مرگ آگاهی در صدا وسیما)
فیلمهای روز اروپا و امریکا، پخش مستقیم فوتبالهای لیگهای پرطرفدار اروپا، طنزهای مفرح نود قسمتی، درامهای جذاب، مسابقه های پرتحرک، برنامه های ترکیبی شیک و بارنگ و لعاب، حتی بخشهای خبری جوان پسند، مجریها، شومن ها و گزارشگران کم نظیر، پخش میزان قابل توجهی ترانه و موسیقی، و... . بی تردید امروز این رسانه ملی است که تیتر مجلات زرد را تعیین می کند، این تلویزیون است که موضوع بحث گفتگوهای شبانه را ارائه می دهد، این ما هستیم که به مردم می گوییم الان باید به چه بیاندیشید حتی بسیاری مجاب شده اند که خیلی هم نیازی به ماهواره نیست. آن دخترک فرانسوی، نظیر شنبه، عادل فردوسی پور، فرزاد حسنی، یانگوم، رادیو جوان، بهنوش بختیاری، پرستاران... ما در سرگرم کردن مردم موفق بوده ایم، شک نکنید.
در این هم تردید نکنید که سیاست سرگرم کردن مردم خصوصا ایجاد فضاهای شاد و مفرح، استدلالهایی خوب و منطقی دارد که شما را مجاب خواهد کرد.
لطفا به من کمک کنید و بگویید چگونه باید در رسانه ای مانند تلویزیون به مردم نهج البلاغه بیاموزم. تم اصلی نهج البلاغه مولا متقیان «مرگ آگاهی» و ترک دنیاست. مرگ آگاهی یعنی آن که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را در پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.* این جمله علی "علیه السلام" مصداق این تفکر است: «نفسهای انسان گامهایی است که بسوی مرگ برمی دارد.» مرگ آگاهی مفهوم محوری اگزیستانسیالیسم هم هست.** شناخت خود در میان اینهمه غفلت و شلوغی، مستلزم قرار گرفتن در موقعیتهای مرزی است و مرگ آگاهی مهمترین این فرصتهاست.*** حال شما بگویید آیا تاکنون چنین مفهومی را از رسانه دریافت کرده اید؟
رسانه ذاتا برای سرگرم کردن و غفلت زایی است. انسان فرومانده در بی هویتی دنیای امروز باید از ترس تنهایی خود فرار کند و رسانه این فرصت را برای او مهیا می کند. رسانه ما نیز در چند سال اخیر با تمام قوا به این سمت در حال حرکت بوده است. امروز محور همه ی فعالیتهای رسانه جذب مخاطب است و این یعنی تن دادن به خواست او برای تولید غفلت. با این مقدمه :
آیا از دین گفتن در ساختاری غفلت زا خود نقض غرض نیست، و آیا اساسا رسانه ما دین را برمی تابد؟
به هرتقدیر با این مبانی و البته راهی که رسانه ما در سالهای پس از انقلاب پیموده است و نتایجی که تاکنون بدست آورده است، به من حق بدهید که دچار یأس فلسفی بشوم. اگر اشارات امام راحل بر امکان تحقق یک رسانه دینی نبود هیچ امیدی برایمان باقی نمی ماند.
«رادیو و تلویزیون...یک دانشگاه عمومی است...باید این دستگاه دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد...از غربزدگی بیرون کند، استقلال به مردم بدهد.» (صحیفه نور- ج5- ص203)
چند روز پیش شنیدم که یکی از مدیران رادیو در یک برنامه زنده در دفاع از عملکرد رادیو می گفت:«ما در رسانه فقط مصرف کننده ایم و نباید انتظار داشته باشید تولید فرهنگی داشته باشیم!» مقایسه این نگاه و تفکر امام(ره) به عهده خودتان.
با پاسخ به سوال مهمی که طرح شد لطفا بنده را از گرفتاری در یک یاس فلسفی نجات دهید!!!
*شهید سید مرتضی آوینی
** در آثار کسانی چون کی یر کگور . هایدگر. گابریل مارسل. داستایوفسکی و... می توانید این معنا را دریابید.
***در حدیث هست که: فی تقلب الاحوال تعرف جواهر الرجال
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|