تبليغاتX
کافه اندیشه
 
تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد!
 

 

گزارش يك نشست خصوصي

 

 

چند روز پيش بطور اتفاقي امكان ملاقات خصوصي با جناب آقاي پروفسور مولانا مهيا شد. از اينكه از نزديك امكان صحبت با چنين شخصيتي را پيدا مي كنم فوق العاده خوشحال بودم البته حرف هاي شنيدني ايشان ذوق و شوق مرا صد چندان كرد. پروفسور مولانا را مي توان مشهورترين دانشمند ايراني در جهان دانست. او موسس و رييس بخش ارتباطات بين المللي دانشگاه واشنگتن است و بيش از ۴۰ سال است كه به تدريس و تحقيق در حوزه ي رسانه و ارتباطات اشتغال دارد. مولانا بسيار بيشتر از آنكه در ايران شناخته شده باشد در جهان شناخته شده است. سال ۲۰۰۲ در امریکا سال او بود. تمامی دانشمندان برجسته غربی در همایشی از مقام بزرگ مولانا در علم ارتباطات تجلیل کردند.

با تمام اين اوصاف با كلمات محكم و جملات شيرين استاد به وجد آمده بودم. پروفسور مولانا هنوز يك ايراني مسلمان تمام عيار است. او آنچنان از امام و انقلاب مي گفت كه تمام ظرفيت وجوديم را از غرور ملي و ديني آكند. هنگامي كه از هراس تاريخي ژورناليستهاي ايراني از ارزشهاي مدرنيته مي گفتم صورت در هم مي كشيد و محكم گفت:

"چطور جرج بوش به خود اجازه مي دهد ارزش هاي امريكايي را بلند بلند فرياد بزند و بگويد ما می خواهیم به تمام جهان دموکراسی را صادر کنیم ولی ما نتوانیم آرمانهای امام را بی رودربایستی فریاد بزنیم"

از پروفسور مولانا درباره ی احمدی نژاد پرسیدم. استاد تبسمی کرد و گفت :

"من بارها گفته ام احمدی نژاد به تمام معنا برای اسلام یک رسانه است در زمانی که رسانه های امریکایی علناْ از براندازی و تحقیر ایران سخن می گفتند احمدی نژاد با سخنرانی در دانشگاه کلمبیا ورق را برگرداند و رسانه ای باشد برای سخن گفتن با تمام مردم جهان."

 

پروفسور مولانا پیش از این نیز پس از ماجرای دانشگاه کلمبیا در مقاله ای عجیب این حادثه را تحلیل کرد. بخشی از این مقاله را برایتان ذکر می کنم:

 

متانت و مهارت دكتر احمدي نژاد در ارتباطات عمومي و ابتكارات اطلاعاتي و مردمي او در حقيقت رئيس جمهور ايران را براي اولين بار به يك رسانه جهاني انساني ارتقا داده است. براي رسانه هاي آمريكا و دنيا اولويت سخنراني و حضور دكتر احمدي نژاد در نيويورك بر نشست مجمع عمومي تقدم داشت. اختصاص خبرهاي روز و ستون مطبوعات به رئيس جمهور ايران نگراني و اضطراب فوق العاده اي در مقامات آمريكايي ايجاد كرده بود كه نظام آمريكا كوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد. جنگ سرد بين نظام آمريكا و دكتر احمدي نژاد يك نبرد رسانه اي و اطلاعاتي است و تا امروز رسانه هاي آمريكا هرچه كوشش كرده اند كه رئيس جمهور ايران را به تله بيندازند، خود بيش از همه به تله افتاده اند. دكتر احمدي نژاد در مدت كوتاه اقامت خود در نيويورك كوشش كرد از اين زيرساخت هاي اطلاعاتي و رسانه اي استفاده كرده و از طريق سازمان ملل و تريبون آن پيام خود را به جهانيان برساند و آمريكا را در مقابل كشورهاي جهان قرار دهد. به روايت مطبوعات آمريكا 500ميليون نفر سخنان احمدي نژاد را شنيدند، چيزي كه دهه هاي قبل براي سران دولت ها فقط يك آرزو و رؤيا به نظر مي رسيد.

مهرورزي، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوري دكتر احمدي نژاد فوق العاده است. او در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل، اين نشست جهاني را به يك دادگاه بين المللي تبديل كرد كه دادستاني آن را خود به عهده داشت. در دانشگاه كلمبيا خونسردي و متانت و گذشت او تحسين آور بود. حضور او در كلمبيا بحث و گفتماني را در مجالس و محافل فرهنگي و علمي آمريكا شروع كرده است كه به عقيده من سال ها ادامه خواهد داشت.

 

منبع: سایت مردمیار

مولانا البته تاکید می کند که:

اين قضاوت و ارزيابي من تنها مبني بر قرائت و مطالعه تاريخ روابط بين الملل و سازمان ملل نيست بلكه بيش از همه برپايه مشاهدات خود به عنوان استاد و پژوهشگر به مدت 50سال در واشنگتن و نيويورك است. شما بايد آن روزها در صحنه حاضر مي بوديد تا بتوانيد هرچه بهتر وسعت و عمق درياي سياسي امروز را كه بازيگران قدرت در آن غوطه ورند تشخيص دهيد. هوش و ذكاوت دكتر احمدي نژاد و تدبير و شجاعت و صلابت وي را بايد در چهارچوب اين تلاطم جهاني درك كرد. علاقه من به مشاهده و مطالعه جايگاه او در روابط معاصر بين المللي تاثير آني و كوتاه مدت آن نيست بلكه اثر تاريخي، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملي و بين المللي است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران و امام خميني(ره) هيچ رئيس جمهور ايران به اندازه دكتر احمدي نژاد مورد توجه جهانيان قرار نگرفته است. پس مي توان پرسيد كه چرا دنيا به احمدي نژاد توجه دارد؟

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:42  توسط نه نویسنده ای هست و نه وبلاگی!  | 

 

رسوايي بدون درد و خونريزي!

 

 

بالاخره مدير راديو جوان بركنار شد. آنها كه راديو را مي شناسند مي دانند رفتن كسي به اداره نمايش راديو يعني يك اخراج بدون آبروريزي(...بدون درد و خونريزي). اداره كل نمايش راديو براي شبكه هاي راديويي نمايش توليد مي كند. اين درحاليست كه سالهاست نمايشهاي راديويي از حيّز انتفاع ساقط شده اند و تقريبا هيچ مخاطبي ندارند. درواقع خجسته(معاون صداي سازمان صدا و سيما) ترجيح داده تا بجاي اخراج يكباره ي مدير راديو جوان كه بايد دير يا زود اتفاق مي افتاد، او را بجايي بفرستد كه هر كاري هم اگر بكند كسي صدايش را نشنود.

مدير راديو جوان علاوه براينكه به شدّت مورد اعتماد خجسته بود، بسيار مورد علاقه ي رسانه هاي ضد انقلاب هم بود. در مثل است كه مي گويند ...چه خائن چه ناشي... اثرش يكي است: خراب شدن همه چيز!

 

راديو جوان در سالهاي اخير فرصت هاي بسياري را سوزاند. اين شبكه راديويي در زمان مديريت معقول و مطمئن دكتر نوري(مدير فعلي راديو ايران) به تدريج صاحب مخاطبان بسياري شده بود. اين شبكه با تدبيرات حساب شده ي نوري در عين نوآوري در ساختار و فرم، رسانه اي پيشرو در خدمت اهداف نظام بود. ولي ثمره ي تلاشهاي ده ساله ي نوري و مديران پيش از او با ناشي گري هاي مدير جديد راديو جوان در عرض يكسال همگي هدر رفت. گيل آبادي خائن، وطن فروش يا جاسوس اجانب نبود، او کسی بود كه با ناشي گري هايش همان نتيجه اي را رقم زد كه خائنين بدنبالش بودند. براي همين بود كه همواره آنتن راديو جوان با كف و سوت رسانه هاي اپوزسيون داخل و خارج از نظام همراه بود و در عوض دل متدينين، مسوولان، مراجع عظام و نهايتاً بيت مقام معظم رهبري را بدرد آورد.

 

از گيل آبادي انتظاري بيش از اين نبود ولي از حسن خجسته كه نسبتش با حضرت آقا(مدّ ظلّه العالي) ظاهراً او را در هاله اي از مصونيت قرار داده بود، انتظار بيش از اين بود. حسن خجسته مردي ميانسال با تحصيلات نسبتاً بالاي آكادميك است. او بسيار دوست مي دارد كه به عنوان يك معلم و استاد دانشگاه شناخته شود تا يك كارمند راديو. گيل آبادي براي خجسته يك وفادار و هميشه موافق بود. مديري كه تمام تلاشش ارضاي گرايش هاي تئوريك مدير بالادستش بود. خجسته عليرغم مخالفت صريح و غير صريح مديران راديو، گيل آبادي را بر صندلي حساسترين شبكه راديويي نشاند و البته خيلي زود به اشتباهش پي برد. خجسته پس از چند ماه از انتصاب گيل آبادي به اين سمت بطور دائم با مصائب و معضلات اين شبكه راديويي مواجه مي شد، به همين خاطر ترجيح داد خود در پس پرده زمام كار را بر عهده بگيرد و براي اينكه رسوايي ببار نيايد، بركناري گيل آبادي را به تعويق اندازد.

 

 

آنها كه خجسته و راديو را مي شناسند بخوبي مي دانند انتقال يك مدير راديويي به جايي مثل اداره نمايش چه معنايي دارد. كاش خجسته بيش از آنكه به فكر آبروي مديريتي خود مي بود، به فكر هزينه هاي سنگيني بود كه اين ناشي گري ها ببار مي آورد.

آقاي خجسته كلاه خود را قاضي كنيد؛

 آيا آبروي نظام از آبروي شما كم اهميت تر بود؟

آيا مي ارزيد متدينين را اينگونه نسبت به خود و رسانه ي ملّي بدبين كنيد؟

براي ناراحتي و شكوه هاي مراجع عظام تقليد چه ما بازايي ارائه مي دهيد؟

آيا عملكرد غير قابل دفاع شما براي مقام معظم رهبري هزينه نداشته است؟

 

از همه ي اينها بگذريم ... شما ده سال است كه معاون صداي اين سازمان هستيد،‌ ديگر براي شما چه ايده اي مانده است تا با اعمال آن بدنبال نجات راديو باشيد؟ بهتر نيست بار خود را برداريد و در راه را براي اصلاحات انقلابي ديگران در حوزه ي تحت مديريت خود باز كنيد؟

  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:28  توسط نه نویسنده ای هست و نه وبلاگی!  | 

... و ما ادراک ما التورم!

 

و این گفتار خداوند حکیم است در قرآن کریم اش:

«ما روزی همه را مقرر داشته ایم و خداوند به کسی ستم نکرده است. این مردم(توانگران) اند که به دیگران ستم روا می دارند»

در روایتی از امام حسن عسکری(علیه السلام) آمده است:

«اغنیاءهم یسرقون زاد الفقراء» ...توانگران آنان زاد زندگی فقیران را می دزدند.

 

مقصود از سخن معصوم این نیست که آنان به خانه محقر و کوخ های محنت بار بینوایان و کمبودداران هجوم می برند و اموالی را سرقت می کنند. این نه در شان توانگران است و نه آنان نیازی به چنین کاری دارند و نه چیزی در خانه های محقر و کوخ های دردآجین به هم می رسد که در خور دزدیدن باشد. بلکه مقصوداین است که اقتصاد ناسالم عدم توجه به اجرای عدالت قضایی و اقتصادی بی خبری از روزگار مردم کمبوددار و مظلوم و ارتباطات اجتماعی و مقامی و مالی فاسد کار را به جایی می رساند که حقوق محرومان و زاد و توشه زندگی تغذیه بهداشت تعلیم و تربیت عبادت و زیارت و همه چیز آنان به یغما رود.

«جامعه سازی قرآنی» اثر استاد محمدرضا حکیمی

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:51  توسط نه نویسنده ای هست و نه وبلاگی!  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM