تبليغاتX
کافه اندیشه
 
تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد!
 

 

 

آيا سيد حسن خميني مصادره مي شود؟

 

 

«تأسف بار تر اينكه باز مي گويند در خط امام حركت مي كنيم. ما به چه قيمتي مي خواهيم سرمايه داران فراري را وارد وطن كنيم؟ به قيمت از دست دادن حزب الله و دلسردي نيروي انقلابي؟ ...انقلاب ما اصلاً ارزشش به مقابله با ظلم و جور ظالم است. اگر شما دفاع از محرومين را دفاع از انقلابيون دنيا را در متن انقلابتان نداشته باشيد، اگر جنگ با استكبار را در متن انقلابتان نداشته باشيد، انقلاب ديگر انقلاب اسلامي نيست»(ديدگاه ها،منتخبي از مواضع حاج سيد احمد خميني ، 17/7/69، ص 141)

 

 

 

فضاي سياسي چند روز اخير ايران به شدّت متأثر از اتفاقي است كه يك سايت ناشناخته رقم زده است. سايت نوسازي خود را يك سايت خبري معرفي كرده بود هرچند در سپهر رسانه اي كشور هيچگاه مورد ملاحظه و توجه قرار نگرفته بود و حتي بسياري از اهالي خبر و رسانه آنرا نمي شناختند. ناشناخته و كم اثر بودن اين سايت از آن لحاظ مورد تأمل است كه در بررسي ميزان تبليغات رسانه اي عليه اقدام قابل سرزنش آن، مي تواند اماره اي در استنتاج و اثبات برخي فرضيات باشد؛ مهمترين اين فرضيه ها اين است كه ظاهراً گروههاي دوم خردادي شديداً منتظر چنين اتفاقي بوده اند و برخلاف آنچه با دستپاچگي عنوان مي كنند اين آنها بوده اند كه براي سامان دادن جنگ رسانه اي ديگري عليه اصولگرايان از طرفي و دست و پا كردن منباءي مشروعيت و مقبوليت بخش از طرف ديگر مترصد چنين اتفاقي بودند.

 

توهين به علما و روحانيت معظم و حتي مسوولان بلند پايه ي مملكتي اتفاق جديدي نيست و از آن مهمتر دهن كجي به آرمانهاي انقلاب و اصول اساسي تفكر امام خميني(ره) به رويه ي عادي برخي شخصيتها و رسانه ها بدل شده است، ولي بي ترديد در چند سال اخير هيچگاه شاهد چنين برخورد و هجمه ي سنگيني عليه اينگونه اقدامات نبوده ايم. آيا غيرت ديني و انقلابي مان بيكباره به جوش و خروش آمده است يا ...؟! اين شبهه آن هنگام بيشتر رخ مي نماياند كه مي بينيم امروز كساني بيشتر دم از محافظت از ميراث ماندگار امام راحل مي زنند كه تا همين امروز داعيه دار تقدّس زدايي و نفي نگرش فقاهتي و اباحه گري در عرصه ي دين و فرهنگ بوده اند!

 

مطلبي كه در ابتدا از مرحوم حاج احمد خميني آورده شد مويد همين نگراني است. هنگاميكه افكار سكولار و ولايت گريز از روزنامه ها و مجلات متعدد و تريبونهاي عبدالكريم سروش و حلقه ي كيان زير لواي اصلاح طلبان –كه در آن هنگام بدنه ي فرهنگي دولت سازندگي را تشكيل مي دادند- داعيه دار حمايت و حفاظت از يادگار امام مي شوند طبيعي است كه متعجب شويم.

 

سرمقاله هفته نامه ي شهروند(مورخ 27/11/86) با آب و تاب بيش از ده بار الفاظ و صفاتي چون آيت الله كامل، مجتهد، فقيه و ... را براي سيد حسن خميني بكار برده است. آنهايي كه فقه را از پست ترين علوم مي شمرند از سيد حسن خميني چه مي خواهند؟

 

محمد قوچاني در سرمقاله هفته نامه ي شهروند پرده از ترا‍ژدي بزرگي برداشته است. دوم خردادي هاي راديكال بخوبي دريافته اند كه تا مقام عظماي ولايت مديريت اصلي كشور را بر عهده دارد آنها سهمي از قدرت و امكان پياده كردن رفرمهاي مدّنظر خود را نخواهند داشت كمااينكه هشت سال سيطره بر كشور براي آنها چاره ساز نشد. از آن مهمتر اينكه آنها بخوبي دريافته اند كه رهبر معظم انقلاب اخيراً شمشير مبارزه با اقدامات تخريبي طيف رفرميستهاي راديكال را از رو بسته است و يك تنه دست به افشاگري زده است(به سخنراني هاي معظم له در چند ماه اخير نظير فرمايشاتشان در يزد و در خصوص مجلس هشتم توجه كنيد).

 

براي آنها چه راهي مانده است؟

 

نظام جمهوري اسلامي ايران با پيش بيني جايگاه ولايت فقيه تز حاكيت دوگانه در ساختار جمهوري-اسلامي را بي اثر كرده است لذا حركت به سمت نوعي از حاكميت دوگانه كه منبع مشروعيت بخش مجزّايي براي طيف بيرون رانده شده از قدرت بحساب آيد گزينه اي منطقي است. هدف مخدوش كردن جايگاه ولايت و معرفي آلترناتيوهاي رواني و تبليغاتي براي اين جايگاه است. آيا مي توان از پروژه ي تصرف اين جايگاه سخن گفت؟ سرمقاله ي شهروند دقيقاً چنين نيتي را آشكار مي كند و در اين فرآيند چه كسي بهتر از سيد حسن خميني؟! او كه نواده ي خميني كبير است و در رفتار سياسي خود به اين طيف فرصت طلب اجازه داده است تا به او نزديك شوند. (ديدارهاي مكرر احزاب دوم خردادي با ايشان در روزهاي اخير مويد اين سخن است).

 

سوال مهم اينجاست كه آيا نوه ي خميني كبير در اين دام گرفتار خواهد شد يا نه؟

 

 

 

 

 

تأكيد مي كنيم كه اين نوشتار به هيچ وجه اقدام وقيحانه سايت نوسازي در توهين به رييس موسسه چاپ و نشر آثار حضرت امام كه در كسوت روحانيت است را موجه نمي داند بلكه نگران ماجراي خطرآفريني است كه از پس اين اتفاق سربرآورده است.

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 22:57  توسط فرزین کیانی  | 

 

 

یادگار امام کیست؟... یا چیست؟!

 

 

سایت نوسازی متعلق به چه کسی است؟

 

 

یک سایت در گوشه ای از عالم سایبر بدون بازدید کننده ی قابل ملاحظه و با ضریب نفوذ نزدیک به صفر حرفی بچّگانه زده که فضای سیاسی ایران را بهم ریخته است. روزنامه ها سرمقاله می نویسند، وزیر کشور موضع می گیرد، قوه قضائیه بازداشت می کند، همه همدیگر را متّهم می کنند، خطیب جمعه آنرا اتفاقی قابل تأمل می داند و ...

این اتفاق چه معنایی دارد؟

 

  • آیا معنایش این است که همه ی سیاستمداران ما نگران و دغدغه مند امام و میراث اویند؟
  • آیا معنای آن احتمال اثرگذاری فرهنگی عمیق این توهین بر جامعه است؟
  • آیا در هیچ سایت دیگری هیچ توهینی به هیچ یک از مقدسات نمی شود؟

 

مسوولان سایت نوسازی را چند سال است که می شناسم. نوجوانانی هستند که نه از سواد آکادمیک بهرمندند و نه حتّی به اندازه یک پست اجرایی کوچک سردو گرم مدیریت کشور را چشیده اند. معلوم نیست که در سپهر سیاسی امروز کشور هم کدام طرفی هستند. یادم می آید که همان ابتدای آغاز بکار دولت نهم با برگزاری مجلس نقدی در مسجد جامع قلهک بدترین حملات را به اطرافیان احمدی نژاد سامان دادند.

 

یقین می دانم اگر چند سایت خبری دیگر در آتش این خبر نمی دمیدند هیچ کس از آن مطلع نمی شد و به مساله ای کشوری تبدیل نمی شد؛ ولی کردند و شد!

من هم نفس اینکار را قابل سرزنش جدّی می دانم ولی نگران اتفاق دیگری هستم:

 

مگر یادگار امام کیست یا چیست؟!

 

یقیناً حرمت سید حسن خمینی(با تمام انتقاداتی که در مشی سیاسی وارد است) باید با دقّت حفظ گردد ولی چرا سیاست ما نسبت به همه میراث معمار انقلاب با همین حساسیت مواجه نمی شود؟ مگر همین چند روز پیش نبود که یک روسپی سیاسی با دهن کجی به یکی از اساسی ترین عناصر تفکّر امام یعنی حمایت از فلسطین، به میراث فکری ایشان بی حرمتی کرد؟ چرا همین خطیب جمعه نسبت به اظهارنظر سخنگوی حزبش هیچ واکنشی نشان نداد؟ چرا دیگر تشکیکها در میراث فکری امام راحل مانند مبارزه همیشگی با استکبار و امریکا چنین موضعگیری هایی را بدنبال ندرد؟ مهمتر از همه ی اینها چرا پیگیری و تاکید بر آرمانهای انقلاب و امام لابلای ژستهای روشنفکری و نطقهای مبتنی بر «واقعیت های سیاسی» له می شود؟ و...

 

مطلب سایت نوسازی مانند حمله ی پشه ای بود که با یک آر پی جی دفع شد! این التبه یک تاکتیک سیاسی و تبلیغاتی است. سید حسن حرمت دارد و بیش از آن البته آرمانها و افکار امام است که حرمت دارند. تمام موضعگیری ها در چند روز اخیر نشان از دغدغه های سیاسی داشت و نه دغدغه های انقلابی؛ حتی موضعگیری شدید دولت نهم که خود متّهم به جدّی گرفتن و تعهد به آرمانهای امام است نیز سیاسی بود چراکه رقیب سیاسی داشت با زیرکی این حرکت را به حربه ای علیه احمدی نژاد تبدیل می کرد.

 

حرف دیگری نیست امیدوارم پس از این نسبت به دهن کجی به اصل میراث امام و یادگار حقیقی او نیز چنین حساسیتهایی را ببینیم.

 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 19:41  توسط فرزین کیانی  | 

 

 

آیا «دوم خردادی» ها ایرانی اند؟!

 

 

از چهار گانه های کافه انیشه

 

 

 

اول: تقدیرنامه!

بدین وسیله از زحمات سیمای ضرغامی در ایام الله دهه فجر تقدیر بعمل می آید. بجز گافهای تاریخی سریال «پدرخوانده» که روح الله حسینیان تذکر دادنش را بعهده گرفت و حضور صادق زیباکلام که با حرفهای صدتا یه غازش راجع به بی اهمیت بودن انقلاب (!)در شب 22 بهمن سورپرایزمان کرد، انصافاً تلویزیون برنامه های جذابی را ارائه داد. (این هم برای اینکه نگویند اینها فقط گیر می دهند)

 

دوم: آیا دوم خردادی ها ایرانی اند؟!

روزنامه «صدای عدالت» روز سه شنبه بخاطر حضور با صلابت و با شکوه مردم در راهپیمایی 22 بهمن عزا گرفته بود. این روزنامه از لوگوی سیاه که مخصوص عزاست در این روز استفاده کرد و با عکسی معنادار که در آن بجای انعکاس کثرت جمعیت فقط سایه ی چند نفر در یک پرچم مشاهده می شد، ناراحتی اش را ابراز کرد. برای کسانی که اندک آشنایی با فضای رسانه و خبر دارند مثل روز روشن است که صفحه اول این روزنامه در فردای راهپیمایی 22 بهمن چه معنای خائنانه ای دارد. برای اپوزوسیونی که فلسفه وجودیشان اعتراض و روششان نافرمانی مدنی است، طبیعی است که چنین صحنه هایی مصیبت بار باشد. حالا به سوالی که پرسیدم فکر کنید.

 

 

 

سوم: مشارکت معنوی با تی تاب!

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران -که کم مانده بود راهپیمایی را برای خودش مصادره کند- در اقدامی انقلابی از طریق ماشینهایی که روی آن نوشته شده بود «مشارکت معنوی شهر» برای مردم تی تاب و کیک پرتاب می کرد! جای کریستین امانپور خالی بود!!!

 

چهارم: مارمولکهای رسانه ای!

اگر روزی روزگاری خواستند بخاطر گند کاریهایتان برکنارتان کنند برای هرچه کمتر از دست دادن حیثیت و آبرو به روش زیر عمل کنید:

 

    ابتدا سریعاً به سایتهای خبری که متعلق به رفقای حزبی تان است تماس بگیرید تا همزمان اعلام کنند که فلانی –که خیلی آدم خوبی است!- قرار است استعفا دهد و پست بالاتری بگیرد یا مثلاً در یکی از کشورهای خارجی مشغول بکار شود.

    سپس سریعاً به مقام مافوقتان زنگ بزنید و ننه من غریبم بازی دربیاورید که دارند مرا خراب می کنند.

    بعد به چند نفر از سایتهای دیگر پول بدهید تا به مقام مافوقتان زنگ بزنند و از او تکذیبیه بگیرند.

 العاقل یکفیه الاشاره

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 0:37  توسط فرزین کیانی  | 

«روسپی» ها به بهشت نمی روند!

 

روزی که فیلم «جیب بر ها به بهشت نمی روند» را دیدم بچه تر از الان بودم. تا آن هنگام خیلی با مفهوم گناه آشنا نبودم؛ شاید در همین حد که اگر کسی همکلاسی اش را اذیت کند ممکن است به جهنّم برود یا اینکه احتمالاً دروغگو دشمن خداست.

بعدها فهمیدم که گناه مفهومی پیچیده است. آنقدر پیچیده که ممکن است خود گناهکار هم نفهمد که قبح عملش چقدر بوده است و البته آنقدر وحشتناک که گاهی تصوّرش برای ما مشکل باشد؛ مثلاً تصور کنید کسی برای تامین لذّات دیگران، بدنش را بفروشد و عزّتش را یا همه ی هستی اش را... روسپی ها را می گویم.

حالا فکر کنید کسی برای تامین لذّات دیگران اندیشه و اعتقادش را بفروشد، امروز این طرف، فردا آن طرف... این دسته آدمها را چه می نامید؟

روسپی سیاسی خوب است؟!

 

روسپی های سیاسی احتمالاً آدمهای جالبی اند؛ همیشه تنور سیاست با اینها گرم است، اساساً اینها سرگرمیشان سیاست است، اینها با قطار سیاست به تعطیلات آخر هفته می روند... مثلاً به کیش... یا می روند به باغهای پسته شان در کرمان سر بزنند!

و قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت!

 

شنیدم یکی از همین روسپی های سیاسی -که البته ریش قشنگی دارد و پیراهن یقه شیخی هم می پوشد- در بحبوحه ی کشتارهای بی رحمانه ی مسلمانان غزّه تن فروشی کرده است.


سخنگوی حزب کارگزاران بدنبال مجلس هشتم:

 

" ایرانیان سال هاست كه احساسشان این است كه ما بی خودی پول خودمان را در فلسطین هزینه می كنیم؛ ..."

القدس تبکی اهلها فی غزّة

 

 

 

 

من فکر می کنم روسپی های سیاسی هم هیچگاه به بهشت نمی روند!

 

تو دهنی دبيرکل ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام به یاوه گویان

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 22:50  توسط فرزین کیانی  | 

 

بده بستانهای تبلیغاتی ضرغامی و ابرار!

 

 

ظاهرا کار از نقد جدی گذشته است...

 

روسای ما در پارتی وبلاگنویسان فرزندان روح الله در یک تقسیم کار وبلاگی کافه اندیشه را مسوول مصیبتهای رسانه ی ملی کردند. ما هم که بدمان نمی آید...

 

 

چند خبر تازه:

 

 

۱- برادر ضرغامی همچنان پروژه های تبلیغاتی خود را پی می گیرد. جناب آقای سید عزت الله ضرغامی چندی پیش از موسسه «ابرار» بازدید فرمودند و در آنجا راجع به مسائل مهم مملکتی با آقای صفی زاده (که تبحّرش در معاملات سیاسی معرّف حضور هست) مباحثاتی داشتند.

امّا آثار پربرکت این دیدار: روزنامه ابرار در یک قدر شناسي تحسین برانگیز از خدمات رسانه ی ملی تقدیر ویژه ای کرد. در روزنامه ابرار مورّخ 1/11/86 آمده است: «...صداوسیما که مدتهاست تحول و ارتقای هرچه بیشتر کیفی(!) را در مسائل اعتقادی و دینی ...در دستور کار خود قرار داده است، کاری بزرگ کرد. کاری که در هشت شبکه داخلی و خارجی در این ایام بی سابقه بود(!)»

  برادر ضرغامی نیز در یک قدرشناسی متقابل دستور داد که آقای صفی زاده، که کاندیدای مجلس هشتم نیز می باشد، در یکی از برنامه های ورزشی شبکه دو سیما حاضر شود. و البته با دستوری مجدد تاکید کرده که در برنامه ی نود شبکه ی سه نیز حضور یابد.

 

 ۲- مطلعید که جریان رد صلاحیتها قرار است پروژه ی جدیدی برای رفقای اصلاح طلبمان باشد. هیچ اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد کافی است رادیو جوان را گوش کنید. عقبه ی رسانه ای آنها در رادیو جوان مشغول شده اند. برنامه ی «جوانی آزاد» با آزادی کامل دغدغه های سیاسی واخوردگان دوم خردادی را با زبان ساده برای مردم بیان می فرماید.(مثلا برنامه مورخ ۳/۱۱/۸۶)

 

۳- جالب است بدانید نویسنده ی هر دو شاهکار جدید تلویزیون (ساعت شنی و پریدخت) یک نفر است! جالب تر اینکه فرهنگ دوستان ارجمند می توانند مقالات بسیاری در روزنامه های دوم خردادی مانند اعتماد و کارگزاران و حتی رسانه های خارجی در حمایت از این سریالها و البته تقدیر از ضرغامی مطالعه کنند.

البته جالبتر از همه ی اینها اینکه مطلع شدیم جناب ضرغامی در جلسات خود به شدت از این دو سریال انتقاد کرده و آنها را مزخرف دانسته و حتی دستور به سانسور بی سابقه ی آنها داده است ولی در عین حال تاکید کرده است ما باید در بیرون از کار خود دفاع کنیم!!!

 

 

 

به اين موضوع بطور جد فكر كنيد كه آيا رسانه ي ملّي اكنون هنوز هم ملّي است يا خصوصي شده است؟!

 

براي پاسخ به اين سوال به ميزان حضور شخص رييس سازمان بر صفحه ي تلويزيون به هر مناسبت و تيترهاي غير حرفه اي روزنامه ي جام جم توجه فرماييد.

 

  نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 15:50  توسط فرزین کیانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM