تبليغاتX
کافه اندیشه
 
تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد!
 

 

امیدوارم رادیو جوان به مراجع توهین نکند!

 

حضرت آیت الله مکارم: برنامه های رادیو جوان در شان جمهوری اسلامی نیست.

‌آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی گفتند: برخی برنامه های رادیو جوان در شان جمهوری اسلامی نیست!

۲۲/۹/۱۳۸۶

 

رادیو جوان را دیگر همگان می شناسند. شاید هفته ای نگذرد که خبری مبنی بر رخ دادن اتفاقات بعضا عجیب و غریب در این شبکه توسط خبرگزاریها مخابره نگردد.

...گاهی اظهارنظرهای یک شخصیت سیاسی

...گاهی گزارش یک رسوایی غیر اخلاقی در شبکه

...گاهی اعتراض یک نماینده مجلس به عملکرد شبکه

...گاهی برگزاری مراسمات پر سروصدا (و البته سرشار از دروغ)

و...

البته در این میان ۳ چیز جالب توجه است:

۱- حمایت بی دریغ و همه جانبه مدیران ارشد سازمان صداوسیما از این شبکه. دروغپردازیها و سروصدای این شبکه شاید به نوعی اهداف سیاسی بخش اعظمی از مدیران ارشد سازمان را برآورده می سازد. آنها حتی از این رهگذر به اهداف تبلیغاتی خود هم می رسند. یکی از مدیران شبکه های سراسری رادیو که سالها با معاون صدای جمهوری اسلامی ایران مانوس بوده است در رابطه با حمایتهای او از مدیر رادیو جوان تحلیل جالبی دارد: «دکتر "خ" به این دروغها نیاز دارد»!

 

۲- «خود شیفتگی» و اعتماد به نفس مدیران این شبکه قابل تحسین است. آنها مخالفان خود را «کم عقل» و «نفهم» می دانند و بر ادامه ی مسیرخود اصرار دارند. تا کنون تقریبا از توهین به هیچکدام از مخالفین خود دریغ نکرده اند و من دراین رابطه نگران توهین احتمالی آنان به مراجع عظام تقلیدم. چراکه اخیرا پیامی از حضرت آیت الله العظمی مکارم منتشر شد که در آن برنامه های رادیو جوان را در شان جمهوری اسلامی ندانسته اند!

 

۳- حمایت و تقدیر دوم خرداديها از شبکه ی رادیویی جوان شگفت آور است. مقاله ی مفصل گرامی مقدم در ستایش رادیو جوان(روزنامه اعتماد ملی) و تقدیر بی سابقه ی شمس الواعظین از این شبکه را حتما شنیده و دیده اید. اخیرا جمله ای تاریخی از کروبی هم در همین مضمون اضافه شده است.

روز شنبه 24 آذر مهدی کروبی به دعوت انجمن فرهنگ و سیاست در تالار فجر دانشگاه شیراز به سخنرانی پرداخت. او در هنگامیکه از صدا وسیما انتقاد می شد در حمایت از این سازمان(!) گفت:

ما در صدا و سیما برنامه ها و شبکه های خوب هم داریم از جمله رادیو جوان!!!

 

----------------------------------------------------------------------------

آنلاین:

کیهان (۲۹/۹/۸۶):

 به انتقادات علما درباره راديو جوان رسيدگي شود


عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي خواستار رسيدگي مسئولان به انتقادات علما به برخي برنامه هاي راديو جوان شد.
حجت الاسلام يحيي زاده نماينده تفت و ميبد در اين رابطه به رئيس جمهور تذكر كتبي داد تا اعضاي ناظر دولت در صدا و سيما به انتقادات دلسوزان و علما به بعضي از برنامه هاي راديو جوان فوراً رسيدگي كنند. در ماه هاي اخير برخي برنامه هاي راديو جوان مورد اعتراض شديد متدينين و روحانيون واقع شده است.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:11  توسط فرزین کیانی  | 

 

 

...وقتی «حریم» را قورت می دهیم و «حیا» را تف می کنیم!*

 

نقدی بر پخش سریال مبتذل «ساعت شنی» از شبکه ۱ سیما

 

 

 

«حریم صافی شبکه ی اتباطات است؛... حریم شهوات را مبدل به عواطف و خواستها را به تمنا تبدیل می کند... حیا احساسی آمیخته با راز است؛ حیا می پوشاند و می گشاید، از نمایش می پرهیزد...

 

زنی که چادر به تن دارد و خرامان راه می رود ضمن اینکه خود را می پوشاند، به حرکاتش دوچندان جذبه می دهد... اکنون مرزها و جداییها در روابط انسانها به صورت قرارهای تعبدی جلوه کردند و اگر میان افراد صمیمیتی بود مبدّل به آمیزشی شد که نه مرزی می شناسد و نه حریمی.»

 

این حرفها موعظه ی یک روحانی یا وصیت نامه ی یک شهید نیست؛ قسمتی از کتاب «آسیا در برابر غرب» اثر روشنفکر سکولار معاصر – داریوش شایگان – است که خوش انصافی کرده و بخاطر تعلق خاطرش به مآثر فرهنگی ایران اسلامی، از آشوب فرهنگی ایران آفت زده، ناله سر داده است.

 

بسیاری دیگر هم چنین اند. متدینین سوز و اسف شان مضاعف است... لا دین لمن لا حیاء له... چه شده که زنان و دختران برای عریانی مسابقه می دهند و خانواده ها تنها چیزی که نمی شناسند «حریم» است و «حیا» و زبان محمل ظهور حیرانی و بی تعلقی شده و ... از دین چه مانده است. غرض درد دل نیست...

 

در صداوسیما چه می گذرد؟! گاهی از شنیدن برخی دیالوگها شرمنده می شوم. ظاهراً رسالت صداوسیما تخریب بنیاد دین و ازبین بردن خانواده هاست. به یاد ندارم که در چند وقت اخیر حتی در یک سریال، یک خانواده ی نرمال(و نه حتی مطلوب) دیده باشم. همه چیز طوری طراحی شده تا حیا و حریم را مضمحل کند و افراد لخت و عریان به محاکمه افکار و وجود همدیگر بکشاند.

 

نمونه هایش را حتماً بسیار دیده اید. ولی این نمونه ی اخیر جالب توجه است. سریال جدیدی با نام «ساعت شنی» در شبکه یک (شبکه ملّی!) پخش شد که در آن شهوت پرستی مردان تهرانی، نگاههای دریده به زنان، بی حیایی زنان، بی حرمتی همسایگان، بی مسوولیتی مردم و ... به شکل عریان و مکشوفی به نمایش درآمده است:

«قانون اول: همه ی مردها مثل هم اند

قانون دوم: به هیچ مردی اعتماد نکن

قانون سوم...»

اینها دیالوگ زنی است که پس از آنکه با نگاههای حریص و دعوت شهوانی دوست شوهرش مواجه شد، برای یک دختر جوان بازگو می کند و البته شخصاً چنین مطالبی را بارها از زبان بسیاری در سریالهای ایرانی شنیده ام.

 

...زن برای فرار از باران بالاخره سوار یک ماشین مدل بالا می شود تا به تعبیر شوهر سابقش "مردی را تیغ بزند"... در خانه مرد صاحب خانه با نگاههای دریده منتظر اوست... فردا دم در دادگاه مردی خود را جلوی دخترک می اندازد و با خنده ای شهوانی با او حرف می زند... راننده تاکسی با خنده های شیطنت آمیز از مجرد یا متاهل بودنش می پرسد... حتی دوست شوهر سابقش با دادن هدیه و نگاه دریده ای بدرقه اش می کند...

اینها بخشی از این سریال بود.

                       

              

 

شاید برخی استدلال کنند که اینها بازنمایی بخشی از واقعیتهای جامعه است، یا اینکه در کنارش نمونه های مثبت هم به نمایش در می آید؛ صرف نظر از اینکه اینها واقعیت است و یا چقدر واقعیتهای منتشر و قابل اعتنایی هستند می پرسم که آیا هر واقعیتی را باید نمایش داد؟ آیا به تصویر کشیدن چنین مسائلی آنهم در یک شبکه سراسری با طیفهای متنوع مخاطب هیچ تعارضی با بنیادهای فرهنگی و خاطره های ذهنی مردمان دیندار ما ندارد؟ ندانستن این موضوعات آسیبش بیشتر است یا به مخاطره انداختن مفهوم «حیا»؟ آیا همه جای ایران با همان واقعیتهای تهران مواجهند؟

 

البته این سریال قطعا در مجاب کردن مخاطبان بویژه غیرایرانیان به اینکه تهران شهر بسیار خطرناکی برای زنان و دختران است موفق خواهد بود چراکه در این سریال تقریبا هیچ مردی از کنار هیچ زنی بدون نگاههای شهوت آمیز نمی گذرد.

 

تردیدی ندارم که بسیاری از مخاطبین هنگام دیدن این سریال به همراه خانواده شرمنده شده اند و ترجیح داده اند ادامه ی آنرا نبینند. ...الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخرة... عریان کردن گناه و به تصویر کشیدن فواحش یکی از موثرترین راههای از بین بردن قبح گناهان است. جامعه بتدریج در مقابل چنین مسائلی برخردی عادی خواهد داشت چرا که رسانه ی ملی(!) پروسه ی عادی سازی و آشناسازی را به انجام رسانده است.

 

همانطور که حدس می زدم در ابتدای تیتراژ پایان سریال نام آشنایی می درخشید: با تشکر از «مهدی فرجی» تکنوکراتی که پس از ساختن چنین سریالهایی در گروه فیلم و سریال شبکه ۱ سیما در حال حاضر با حکم ضرغامی به ریاست شبکه دوم سیما منصوب شده است. البته این نام به سرعت از قسمت دوم سریال از تیتراژ حذف شد!!!

 

 به عناصر و رفتارهای همجنسگرایانه که بین دو هنرپیشه زن این سریال(نسرین مغانلو و مهراوه شریفی نیا) در یک خانه ی خالی درمی گیرد هم توجه کنید!!!

 

       با تشکر از وحید یامین پور*

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 21:39  توسط فرزین کیانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM