تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد! |
آخوند خوب، آخوند بي خطر است!
چرا پناهيان ممنوع التصوير مي شود؟
چهره هاي سرشناس روحانيون واعظ به عنوان مهمترين مصاديق تبليغ دين و اخلاق، در چند سال اخير به تبليغ تلويزيوني آنها بستگي تام داشته است. روشن است كه تلويزيون هم بايد براي چهره كردن كسي اصول و استراتژيهايي داشته باشد(اگر داشته باشد). ولي در اين ميان برخي به اصطلاح گل مي كنند و برخي فراموش مي شوند.


عليرضا پناهيان آخوندي خطرناك است. او اساساً حزب اللهي است. يعني اينكه دين را در همه ي اركان خود اعم از باطن و ظاهر و معنويت و سياست ارائه مي كند. از همه مهمتر اينكه او با كسي رودربايستي ندارد، از جمله با صدا و سيما و همين باعث انتقادات تند و آتشينش در مجالس مختلف از عملكرد ضدفرهنگي صدا و سيما شده بود. و... او از رسانه ي ملي(!) حذف شد. همين
اما حذف او به جهات ديگري اهميت دارد. پناهيان در ادامه همان مسيري حذف شد كه سخنان انقلابي امام و مقام معظم رهبري حذف مي شود. گرايش صدا و سيما به دين گرايشي سانتي مانتال يا به اصطلاح گل و بلبلي است. رسانه ظاهرا به اقتضاي سكولار خودش مقيد شده است. براي او دين شاعرانه ي حسين الهي قمشه اي و نقويان مناسبتر از ديگران است.
صدا و سيما ترجيح مي دهد مورخان كاملاً بي اعتباري چون خسرو معتضد را هرروز در بهترين ساعات شب در شبكه دو نشان دهد ولي در سالروز صدور نامه ي 6/8/81 حضرت آقا يا فرمان تاريخي امام(ره) در مهدورالدم دانستن سلمان رشدي يا سالروز صدور منشور روحانيت و بسياري ديگر از امّهات تاريخي انقلاب لب از لب باز نكند.

چنين رسانه اي كه با پشت كردند متدينين و دغدغه مندان انقلاب مواجه شده است بايد براي خود طرفداران جديدي دست و پا كند. اين طرفداران كساني هستند كه از لودگي هاي مجريهاي معلوم الحال لذت مي برند و مطمئن اند كه با ديدن برنامه هاي تلويزيون تا حد زيادي از خريدن مجلات زرد بي نياز خواهند شد. اينان در عرصه ي سياست نيز به لمپنهايي مثل سعيد ابوطالب مي رسند. كساني كه خوب فهميده اند پس از طرد شدن از مجامع اصولگرايي، براي جلب آراي توده هاي غير اصولگرا بايد مكرر در مكرر در رسانه حاضر شوند و حرفهاي متملقانه اي مانند زير سوال بردن طرح ارتقاي امنيت اجتماعي بزنند.(یحتمل از این حرف برخی مکدر می شوند. ان شاءالله بزودی اندر احوالات این موجود سیاسی که فرزند همین رسانه است- به خصوص افاضات مضحکش در رادیو جوان- مطالبی خواهم نوشت تا هزینه های انتخاب شرم آورش برای خودمان مشخصتر شود)
نمود ايده هاي رسانه ي جديد ما در راديو متبلور است. راديو در ديد نيست و محمل خوبي براي امتحانهاي اوليه است. در اين ميان راديو جوان ماموريت ويژه مي يابد تا بسياري از مرزهاي مالوف را بشكند و البته در جاهايي براي رد گم كني حرف از قرآن بزند(آنهم از زبان كسي مانند فرزاد حسني!).
به هرتقدير به نظر مي رسد رسانه (كه من خجالت مي كشم بگويم "ملي") صرف نظر از بعضي الزامات فراسازماني براي پخش برخي برنامه ها، سياستهاي كلان نانوشته اي(حتي بدون توجه مسوولان ارشد رسانه) براي ارائه ي معناي جديدي از دين دارن. ديني متناسب با سكولاريزاسيوني كه رفقاي تكنوكراتشان سالها بدنبال آن بوده اند.
از احساس عدالت خبري نيست! هست؟!
يك پاي عدالتخواهي در ايران مي لنگد
ترديدي نيست كه عدالت اجتماعي به معناي بهره مندي عادلانه از امكانات و جلوگيري از ويژه خواري و تبعيض، ركن حاكميت است. اين معنا را در كلام اميرالمومنين به كرات مي توان ديد و شنيد. ولي آيا همين مساله براي لمس و احساس رضايتمندي عمومي كفايت مي كند؟
روايت معروفي هست كه بقاي حاكميت را به عدل مي داند هرچند بناي آن بر كفر باشد(الملك يبقي مع الكفر و لايبقي مع الظلم). نكته اينجاست كه مردم بايد احساسي خوشايند از اجراي حق داشته باشند. اين احساس خود، يك حق بزرگ براي مردم است. صرف نظراز سياستهاي كلان، تنگ گرفتن بر اشراف ويژه خوار كه در گرفتاريها هميشه در كنج عافيت بوده اند، سركشي و مهرورزي صميمانه با محرومين، ساده زيستي و تواضع كه دولت نهم به آن مزين است بي شك در توليد و تقويت اين احساس مؤثر است. ولي آيا همين اندازه كافي است؟
بخش اعظمي ازاحساس عدالت و رضايتمندي از حاكميت اساساً ربطي به عملكرد دولت ندارد. عدالت اقتصادي و اجتماعي فقط بخشي از زندگي روزمره ي مردم است. عمده ي ماجرا در جاي ديگري رقم مي خورد: دادسرا، دادگاه، مجازاتها، سيستم دادرسي و...
جمعيت كيفري ايران(يعني كساني كه در حبس اند) نسبت به اول انقلاب بيش از ده برابر شده است. اين تورم بيشتر راجع به جرايم مواد مخدر و مسائل مالي است. تقريباً از هر 5 ايراني يكي از آنها در سال پايش به دادسرا يا دادگاه باز مي شود. اين به معناي آن است كه تقريباً اكثريت مطلق خانواده هاي ايراني به كرات با سيستم قضايي سروكار پيدا مي كنند.
ولي آيا اين سيستم در توليد احساس رضايت و عدالت موفق بوده است؟ آيا مراجعه كنندگان به سيستم قضايي با اجراي دقيق و حتمي قانون به احساس رضايت مي رسند؟ آيا آنها با مجازات متعديان، تشفّي خاطر پيدا مي كنند؟
عدالت در يك سيستم قضايي معناي حقيقي خود را پيدا مي كند. اين درحاليست كه به عقيده ي بسياري از حقوقدانان، سيستم فعلي ايرادات بسياري دارد. سخن بر سر جنس اين ايرادات نيست؛ مساله اين است كه امنيت داخلي و پايبندي مردم به حاكميت بيش از آنكه به سيري و گرسنگي شان مربوط باشد به پاسخهاي عادلانه اي مربوط است كه از يك سيستم قضايي در قبال دادخواهي شان دريافت مي كنند.
يك پاي عدالتخواهي در ايران مي لنگد. مردم در يك جامعه به شدت به دادگاهها و قضاتي سالم و البته قاطع نياز دارند. قانون هرچقدر هم كه ناقص باشد، هنگامي كه با قاطعيت اجرا مي شود موجبات آرامش رواني شهروندان را فراهم مي كند.
اطاله ی دادرسی(برای یک پرونده ی ساده ی حقوقی گاهی تا چند ماه باید منتظر ماند)، کمبود قاضی مسلط و آگاه(با این وجود چند سال است که برگزاری آزمون قضات و جذب نیروی جدید لغو شده است)، فساد مالی برخی از اجزای سیستم(متاسفانه برخی قضات و کارشناسان و...)، وضع اسفناک زندانها(که خود موجب تولید مجرمین جدید و بیماریهای ... شده است) و تورم کیفری برخی از مشکلات فعلی سیستم قضایی ماست.
امضاء: یامین پور
این عکس را یکی از اساتیدم که در دفتر تدوین کتب درسی مسوولیتی دارد برایم فرستاده است.
جملات زیر را «سمیه» دختر ۹ ساله ( کلاس سوم دبستان ) در اولین روزهای بازگشایی مدارس در شهرستان کرج نوشته است .
مشخصات اصلی دخترک حذف شده است.
در نسبت با این جمله سازی عجیب و غریب همه چیز ممکن است به ذهنتان خطور کند. از تحلیلهای سکولار جامعه شناختی گرفته تا آرمانخواهی انقلابی. برداشت آزاد است.
در اینباره حتما نظرتان را بنویسید.
این مطلب را یکی از حضرات وبلاگنویسان آقاي " ب.م" به ایمیلم فرستاده بود.
بخاطر علاقه ام به سرنوشت صداوسیما با آن آپ کردم:
معاون صدای جمهوری اسلامی ایران فرار کرد!
بگذار از اول شروع کنیم :
1. نیمه ماه رمضان آیت الله مهدوی کنی در درس اخلاق گفت شبهه پراکنی می کنید.
2. ضرغامی و میرباقری معاون در جلسه جامعه روحانيت شرکت می کنند.
3. همایش رادیو و دین در کمتر زمانی در دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد.
4. دکتر خجسته معاون صدا هم آمد.
5. برای نماز به مسجد آمد.
6. جواب سوالات را نداد.
7. فرار کرد.
8. ناهار هم نخورد.
سکانس اول:
آیت الله مهدوی کنی در درس اخلاق خود فرمودند این فیلمهایی که تلویزیون پخش می کند شبهه هایی است که نمی توانند جواب بدهند خطرناک است. من امر به معروف ونهی از منکر می کنم. نباید برخی از این تصاویر و فیلمها را نگاه کرد.
سکانس دوم:
طبق معمول سید عزت الله ضرغامی که به لقب مفتضح العلما(کسی که همه علما ضایعش کرده اند) در جلسه جامعه روحانیت شرکت کرد.به همراه میرباقری معاون سیما و دکتر برازش مصورالشیاطین و الاجنه(اول مشاور مذهبی سازمان) طبق گزارش حجت الاسلام مصباحی مقدم هم از او تقدیر شده و هم از او انتقادتی صورت گرفته است. مهمترین نکته این است که ایشان ارادت خویش را به مقام روحانیت اثبات کرده اند و تا مدتی نگرانی از علما رفع خواهد شد.
سکانس سوم:
برای محکم کاری همایش رادیو و دین در دانشگاه امام صادق علیه السلام به سرعت تدارک دیده می شود. سخنرانها و اساتید به علاوه دکتر حسن خجسته معاون صدای جمهوری اسلامی ایران ایراد کلام می کنند. حضرت آیت الله مهدوی کنی هم حاضر می شوند و ارادت ورزی شديد جناب خجسته را نیز تماشا می کنند.
سکانس چهارم و آخر:
دکتر خجسته نماز را خوانده است و در مسجد مشغول خوش و بش با دوستان است. اولین دانشجو از راه می رسد و از وضعیت رادیو جوان سوال می کند، دکتر که انگار منتظر همین صحنه بوده با یک حرکت سریع از دوستان خداحافظی می کند و به بهانه ناهار خداحافظی نکرده از سوال کننده از مسجد بیرون می زند. دومین دانشجو سر راهش را می گیرد. آقا مگر شما مسئول نقد در جامعه هستید آن هم نقد غیر منصفانه، چهره برافروخته تر، مجبور است جواب دهد سه جمله به چهار جمله که می رسد از این یکی هم عبور می کند.
سومین دانشجو خجسته ای را می بیند با رنگی پریده که به سرعت به سمت پارکینگ حرکت می کند و با نگاهی هراسان دانشجویان را ورانداز می کند.
توضيح: ارسال كننده ي اين مطلب يكي از همين سه دانشجوي فوق الذكر بوده است.
=======================
نظر كافه انديشه:
متاسفانه انقلاب درد دائمي ريزش نيروهاي انقلابي خود را فرياد مي كند. در مورد حسن خجسته البته نبايد اينقدر بي رحم بود. او دلش مي خواهد انقلابي باشد و بماند و صد البته سابقه ي خوبي هم دارد. ولي مع الاسف الشديد بايد اعتراف كنيم بعضي جايگاه ها صاحبانشان را نابود مي كنند. تشت رسوايي صدا و سيما هميشه بر بام است و مساله در مورد راديو در اين يكي دو سال اخير حادتر هم شده است. راديو جوان بويژه، پيشاني رسوايي فرهنگي، سياسي و حتي اخلاقي حضرات شده است. خجسته هم در اصلاح اين وضعيت به شدّت بي كفايت و ناتوان نشان داده است كه هيچ در تشديد اين وضعيت و پافشاري بر اشتباهاتش شهره ي عام و خاص است. (حسن خجسته البته خيلي خوب بلد است حرف بزند)؛ خدا عاقبت همه ي مارا به خير كناد؛ خصوصاً عاقبت بعضي ها را كه با ولايت نسبتي دارند!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|