تاملاتی غیرحرفه ای و غیر استاندارد! |
یا واهب العطایا
منتظر یک خبر مهم باشید
می خواستیم ... ولی نشد!!!
افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
«و اذاعتزلتموهم و ما یعبدون الا الله فاووا الی الکهف...»
سوره کهف آیه ۱۶
کاش «هم میهن» توقیف نمی شد!
۱-سالهای انتهایی دهه ۷۰ هروقت از دم یک کیوسک روزنامه فروشی عبور می کردم با نگرانی از خودم می پرسیدم که امروز قرار است چه جنجالی بپا کنند. باید اعتراف کنم که روزنامه های آن دوره ابتکار عمل را بدست گرفته بودند و بصورت فعال فضای سیاسی و فرهنگی جامعه را تحت تاثیر قرار می دادند ولی این وضعیت در سالهای اخیر تغییر کرده و این روزنامه ها منفعلانه و بصورت واکنشی صرف بکارشان ادامه می دهند. هم میهن شرق اعتماد ملی و ... بخصوص پس از سوم تیر ۸۴ به نوعی اشتغال ژورنالیستی سرگرمند.
۲-روزنامه های بیشتر سیاسی در ایران همواره مرجع و سرگرمی نخبگان خودخوانده و منفک از بدنه اجتماعی بوده و هستند. صرف نظر از سالهایی که ذکرش رفت در سالهای اخیر رجوع توده ها به روزنامه ها برای ژورنالیستهای حرفه ای بسیار کم فروغ و ناامیدکننده بوده است و به نوعی دیالوگ محدود و دوطرفه میان ژورنالیستها و نخبگان فوق الذکر بدل شده است. به عبارتی پوپولیستهای نخبه گرا می نویسند و نخبگان پوپولیست می خوانند. بود و نبود هم میهن در جریان عظیم اجتماعی ایران اثری قابل اغماض دارد ولی توقیفش به غنی سازی اوقات فراغت برخی لطمه وارد می آورد.
۳-اما هم میهن برای کسانی که به گفتمان اصولگرای انقلاب اسلامی متعلقند فایده ی دیگری داشت از آنجاییکه ما ناخواسته در تقدیر و سرنوشت غرب شریک گشته ایم پیش می آید که فراموش می کنیم «چه باید باشیم». هرچند کانون زایش فرهنگی این گفتمان بیش از پیش توانایی تولید عناصر هویت بخش این گفتمان را پیدا کرده است ولی گاهی وجود یک «دیگری» که مجبور است روزی ۲۴ صفحه حرف بزند به ما یادآوری می کند که «چه نباید باشیم». هم میهن از آنجا که سعی می کرد ملتزم به بنیادهای لیبرال دموکراسی غرب باشد «دیگری» خوبی بود.
ما هم البته گاهی مطالب وبلاگ را ناظر به مطالب این روزنامه می نوشتیم(مثل همین پست قبلی) که حالا باید بریم سراغ یک روزنامه دیگر!
چه کسی «پوپولیست» است؟
ناظر به مطلب «کجراهه پوپولیسم» روزنامه هم میهن مورخ10/4/86
توجه عمدی به ظاهر الفاظ و تغافل از معانی تاریخی آنان، شیوه ی مالوفی در محافل ژورنالیستی است. بسیاری از خوانندگان علاقه مندند تا همه را دسته بندی شده بشناسند و بی دردسر درباره شان به قضاوت بنشینند و این خدمت را ژورنالیستها به خوبی برایشان انجام می دهند. لازم نیست خیلی تلاش کنیم تا اثبات کنیم که خاتمی پوپولیست است یا احمدی نژاد، فقط کافی است بنویسیم: «بی شک محمود احمدی نژاد از پوپولیست ترین سیاستمداران معاصر ایرانی است.»(صفحه 24 روزنامه هم میهن 10/4/86)) آنگاه می توانیم او را بخاطر لباسش، ساده زیستی اش، سفرهایش به مناطق محروم و هم کلامیش با مردم عادی به عوامگرایی و مآلا به خروج از اخلاق متهم سازیم!*
ولی معنای حقیقی پوپولیسم چیست؟ پوپولیسم را در رها کردن مصالح حقیقی مردم و فدا کردن آنها بپای امیال روزمره و زودگذرشان معنا کرده اند. برای اندازه گیری چگالی پوپولیستی یک دولت باید میزان پایبندیشان را به مصالح حقیقی کشور و ملتشان اندازه گیری کنیم نه شیوه ی پوشش و الفاظ و کلماتشان را. کار ژورنالیسم در عصر سیاست ورزی مدرن، انحراف افکار و دغدغه های عمومی از تمرکز بر روی قدیمی ترین مطالبه انسان یعنی «عدالت» به ویترین شیک وخوش آب و رنگ حرفهای روشنفکرانه است.
مردم به ذوق حضور درمی یابند که کرامت انسانی بیش از آنکه به دغدغه های ذهنی نخبگان در باب توسعه ی سیاسی مربوط باشدبه مسابقه رفاه طلبی، مصرف گرایی مفرط، اشرافیت دولتمردان، فراموشی حاشیه نشینان و گرسنگی شکم هایشان مرتبط است. آنانی را که سالها تصمیمات مهم رادر گلوگاههای اقتصادی و سیاسی کشور خاک کردند تا پیروز انتخابات آینده باشند بیشتر سزاوار صفت "پوپولیست"هستند تا کسانیکه حاضرند براساس نتایج کارشناسی شده، جسورانه اتفاقات بزرگ را رقم زنند.
احمدی نژاد به این معنا نخبه گرا نیست چرا که ترجیح می دهد بجای سخن گفتن از شکاکیت پست مدرنیستی در جمع روشنفکران دانشگاهی، در میان عوام مردم از کرامت انسانی مبتنی بر عدالت سخن بگوید ولی سخن سعید حجاریان را بجا و هوشمندانه می دانم آنجا که گفت:
«ما در سال 76 از پوپولیسم استفاده کردیم و این منافعی برای ما داشت، اما اکنون باید از آن فاصله بگیریم.»**
اما او شاهد بود هیچگاه آنان فاصله نگرفتند تا تاریخ سیاسی برای معنا کردن پوپولیسم از واژه "نخبه گرایی" کمک بگیرد.
*استاد درس منطق کاربردی در مبحث مغالطات برای کار عملی از دانشجویان خواسته بود تا تعدادی از مغالطات بکار رفته در سرمقاله محمدقوچانی در روزنامه شرق را که بجای استدلال بکار رفته استخراج کنند. نتیجه بسیار جالب بود!
**به نقل از همان مقاله فوق الذکر.
سوم تیر و نگرانیهای تئوریزه شده
دیروز نشستی تخصصی در مرکزبررسی ها استراتژیک ریاست جمهوری با عنوان«سوم تیر، اصولگرایی و تحول خواهی» برگزار شد. آقایان حجج اسلام اختری(رییس کمیسیون فرهنگی مجلس)، سقای بی ریا(مشاور رییس جمهور) و دکتر ابراهیم فیاض(استاد جامعه شناسی دانشگاههای تهران) در این جلسه سخنرانی کردند.
من هم جسارتا دبیر این نشست بودم.

مطالبی که در این پست می نویسم خلاصه گفته های دکتر فیاض است که بلبشویی در جلسه براه انداخت و نگرانیهای مرا عمیقتر کرد. بد نیست در کنار تجلیل از رخداد شگفت انگیز سوم تیر کمی هم به تحلیل بپردازیم.
دکتر فیاض مدلهای توسعه در ایران را به لحاظ تاریخی به سه الگوی کلی تقسیم کردند:
۱- الگوی امیرکبیر که با تاسیس پلی تکنیک، بنیانهای تکنوکراسی منفک از فرهنگ را پی ریزی کرد. به گفته ایشان تکنوکراسی در ایران از همان اول با دزدی و رفاه زدگی سردمداران همراه بوده است و از اولین نمونه هایش دزدیهای آقازاده های همان دوره(شاهزاده ها) مانند اقدامات صنیع الملک است. فرزندان این مدل دولت کارگزاران سازندگی و تکنوکراتهای مدرن امروز ایرانند.
۲- الگوی سید جمال الدین اسدآبادی که به گفته دکتر فیاض در فروماسون بودن او تردیدی نیست و بنیادهای روحانیت روشنفکر درباری(اسلام امریکایی) و فروکاستن عدالت خواهی به آزادیخواهی را بنا نهاد. دوم خرداد مبتنی بر این الگوی تجددزده است. درواقع بر خلاف مردم که خواهان عدالت بودند طیفی از نخبگان غربگرا آزادی را شعار کردند و علت ارتباط مداوم این دولت باسفارتخانه های غربی را نیز باید در پیوندهای بنیادی اینان در حوزه ی نظر بافضاهای روشنفکری غربزده تحلیل کرد.
۳- امام خمینی(ره) متکی بر الگوی فقهی شیخ انصاری مکتبی عرفی و مردمی را در حوزه فقه رهگیری کرد که با بالندگی حوزه ی سیاسی قم در مقابل حوزه ی انتزاعی نجف مقدمه ی ظهور توسعه مندی "ایران محور" و مردم محور را رقم زد. بیت الغزل این مدل، عدالتخواهی است که با آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی به عرصه اجتماع روانه شد و اکنون پس از نیم قرن از پیروزی انقلاب دولتی با چنین مبنایی زمام امور را بدست گرفته است.
اما نگرانی عمیق ما:
استادم جناب آقای دکتر فیاض معتقد است با وجود پایبندی محمود احمدی نژاد به این مبانی ولی همچنان در عرصه اجرا نمودهای این اندیشه ببار ننشسته و دولت به نوعی ارگان مناسکی تبدیل شده و تئوریهای اجرایی خاص خود را تولیدنکرده است. مثلا هنوز در وزارت امورخارجه اصول دیپلماسی مبتنی بر این مبانی طراحی نشده است و در وزارت علوم نیز ایده های مبتنی بر این اصول به ساز و کار آموزش منتقل نشده است و شاید این ناشی از عدم تعلق بنیادین برخی از وزرا و مسوولان به اصول پیش گفته باشد.
ایشان معتقدند همانگونه که نیروهای کیفی وانقلابی دولت میرحسین موسوی به پیچ و مهره های تکنوکراتهای سازندگی تبدیل شدند همان سان نیز محتمل است که عدالتخواهان احمدی نژاد دولت تکنوکرات بعدی را رقم زنند! فیاض با صراحت عنوان کرد:
پس از احمدی نژاد دوباره فرصت طلبان تکنوکرات به قدرت خواهند رسید.
گزارش نخستین پارتی وبلاگ نویسان
فرزندان «روح الله»
صبح روز چهارشنبه در یکی از مراکز تحقیقاتی در شمال تهران دور هم جمع شدیم. بالاخره چشممان به جمال رفقای وبلاگ نویس روشن شد. جلسه ی فوق العاده ای بود.اولین خصوصیتش اینکه بار دیگر به اثر مثبت دیدار چهره به چهره ایمان آوردم. متاسفانه از گفتن خیلی از حرفها معذورم ولی بعضی از آنها از قرار زیر است:
-قرار شد دایره پارتی بعدی گسترده تر باشد و رفقای دیگر با توجه به محتوای مطالب وبلاگ به جلسه دعوت شوند.
- در باره ی نحوه ی پیوندهای ثابت و روزانه بحثهای نسبتا مفصلی در گرفت. قرار نیست در یک دور بسته ی وبلاگی خود را محصور کنیم.
- کمی درگیری جزیی درباره ی نحوه ی انتقاد یکی از اعضا به به یکی از نمایندگان مجلس رخ داد که با خنده به خیر گذشت.
در آخر جلسه یک دیدار محرمانه با یکی از چهره های فوق محرمانه ی نظام داشتیم که بعدا صدایش در می آید.محمد مجیدی هم با دوربین فوق مدرنش که از انگلستان با خودش آورده بود عکسهایی گرفت که آن هم قابل انتشار نیست!
برخی از دوستان عضو پارتی که اجازه ی افشای اسامیشان را دارم اینها بودند:
۱- حسن روزی طلب..................یادنامه
2-مجید بذرافکن.......................تاملات
3-محمد صالح مفتاح..................پاسخگویی
4-محمد مجیدی.......................دلنامه
۵-مصطفی میرمحمدی..............خاکریزیسم
۶-حامد طالبی.........................خبرنگار مسلمان
۷-حسین رنجبران....................اتاق شیشه ای یک خبرنگار
۸-علی جعفری........................لبیک(طلبه ای از نسل انقلاب)
...و ۹-خودم
ان شاءالله برای پارتی بعدی دوستان را خبر می کنم.
البته:
به علت پاره ای رخدادهای پیش بینی نشده(!) ممکن است مجبور شوم این وبلاگ معلوم الحال را (درحالیکه فقط یکماه عمر دارد) مجانا به فروش بگذارم!!!
چنانچه خریدارید پیشنهادتان را ارائه کنید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|